خبرگزاری حوزه| در سیره پیامبر اسلام (ص)، «رحمت» هرگز به معنایِ انفعال در برابرِ ظالمان نبوده است. ایشان به عنوان «رحمة للعالمین»، نیک میدانستند که برای حفظِ «حیاتِ طیبه» یک جامعه، باید «قاطعیت» را به عنوان بازویِ اجراییِ عدالت به کار گرفت. سیره نبوی، آینهای است که در آن «انتقامِ مشروع» و «عفوِ کریمانه» در کنار هم قرار دارند؛ جایی که انتقام، ابزاری است برای برپاییِ عدل و بازدارندگی، و عفو، تجلیِ قدرتِ نفوذناپذیر و عزتِ خدایی است.
۱. غزوه تبوک و جیش اسامه: راهبردِ پایانناپذیرِ عزت
پیامبر (ص) در سختترین شرایط، با تجهیز سپاه تبوک در برابرِ امپراتوریِ عظیم روم، شکوهِ ایمان و توکلِ به نصرت الهی را به نمایش گذاشتند. این لشکرکشی، پاسخی قاطع به تعرضهایِ پیشین و خونخواهیِ شهدایِ مظلومِ «مؤته» بود. اما این «انتقامِ استراتژیک» به تبوک ختم نشد. در آخرین لحظاتِ حیاتِ شریفشان، ایشان با اصراری وصفناپذیر، بر تشکیل و اعزامِ «جیش اسامه» تأکید ورزیدند. چرا در آن لحظاتِ سرنوشتساز و در اوجِ بیماری، بر اعزامِ این سپاه اصرار داشتند؟
پاسخ روشن است: برای آنکه به امتِ اسلامی بیاموزند که «عزتِ دین» و «مقابله با قدرتهای متجاوز»، اولویتی است که حتی در آستانه رحلتِ رهبر نیز تعطیلبردار نیست. این اصرار، یک پیامِ جهانی برای آینده امت بود: امتِ پیامبر (ص) نباید پس از ایشان، دچارِ وادادگی، هراس از قدرتهایِ بزرگ یا مماشات با دشمنان شود. جیش اسامه، نمادِ استمرارِ اقتدار و «بازدارندگیِ دائمی» در برابرِ روم و هر مستکبر دیگری بود که قصدِ تعرض به سرزمینِ توحید را داشته باشد.
۲. ایمان به نصرتِ الهی؛ بنمایه اقتدار
تمامی این اقدامات - از تبوک تا جیش اسامه - بر پایهی یک رکنِ استوار بنا شده بود: یقین به نصرتِ الهی. پیامبر (ص) به ما آموختند که اگر مؤمنان با اخلاص و توکل به میدان آیند، قدرتِ ظاهریِ ابرقدرتها، همچون حبابی بر آب است. ایمان، اکسیرِ توانمندیِ مسلمانان است؛ ایمانی که از دلِ آن «عزت» میجوشد و ترس را از میان میبرد. قاطعیتِ نبوی، ناشی از این توکلِ مطلق بود که «خداوندِ وعده دهنده به نصرت، بر تمامیِ قوایِ نظامیِ دشمن برتری دارد.» این یقین، «بازدارندگیِ عملی» میآفریند؛ چرا که دشمن را در برابرِ ارادهای شکستناپذیر قرار میدهد.
۳. قاطعیتِ برخاسته از حکمت: از قانون تا رحمت
«فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ»؛ این آیه راهبردیترین اصلِ سیره نبوی است. قاطعیتِ پیامبر (ص) با پیمانشکنانِ یهود، یا پافشاری بر حرکتِ جیش اسامه، نه کینهتوزی، بلکه برای حفظِ «حیاتِ» جامعه بود. وقتی ایشان در فتح مکه، به جای انتقامجوییِ شخصی، «عفو عمومی» اعلام کردند، در واقع اوجِ «قدرت» را به رخ کشیدند. عفو، پس از آن قاطعیتها، نه از سرِ ضعف، که از سرِ «عزتِ قدرتمندانه» بود. ایشان به دشمن فهماندند که هم قدرتِ درهمکوبیدنِ شما را داریم و هم ظرفیتِ بخشیدن؛ و این همان «رحمتِ با عزت» است.
نتیجهگیری:
سیره نبوی به ما میآموزد که انتقامِ عادلانه، بخشی از استراتژیِ حفظِ حیاتِ امت است. پیامِ ماندگارِ پیامبر (ص) در لحظاتِ پایانیِ عمر شریفشان، یک «نقشه راه» برایِ عزتِ ابدی است: «هرگز در برابرِ دشمن کوتاه نیایید، به نصرتِ خدا ایمان داشته باشید و قاطعیت در برابرِ متجاوز را به عنوانِ ابزارِ بازدارندگی و امنیتِ جامعه، نهادینه کنید.» این میراث، تنها یک روایتِ تاریخی نیست، بلکه یک «مأموریتِ دائمی» است برای امتِ اسلامی تا در هر عصر و زمانی، با تکیه بر ایمان و اقتدار، امنیت و عزتِ خود را در برابرِ هر تهدیدی تضمین کنند.
انور جام شیری مدیر مدرسه علمیه پیامبر اعظم شهرستان جازموریان











نظر شما